Saturday, 1 December 2012

خیانت های شاه وشیخ وحزب خائن توده واکثریتی ها(2)

ضربه نظامی گسترده ساواک شاه به مجاهدین در سال ١٣٥٠ که منجر به دستگیری بیش از  ٨٥ در صد کل  تشکیلات  وصد درصد اعضای مرکزیت وقت مجاهدین، از جمله بنیانگذاران کبیر سازمان گردید،نتیجه مستقیم سیستم نوین توسط ساواک( که به وسیله موساد اسرائیل آموزش داده شده بود) بود در آنزمان دستگاه ساواک با بکار گیری یک  توده ای  به نام " شاه مراددلفانی " که پیش از کودتای ٢٨ مرداد، مسئول ارتباطات  "حزب توده " در کرمانشاه بوده  وبعد هم پس از آزادی از زندان در سالهای ٣٨ در رابطه با شاخه مخفی حزب خائن توده فعالیت داشته موفق می شود که با شناسائی " ناصر صادق " عصو مرکزیت مجاهدین، که با فرد مذکور، در زندان آشنا گردیده بود واز طریق او به دنبال تهیه سلاح بود کلیه ارتباطات سازمان نوپای مجاهدین را کشف وپیش از ورود آنان به مرحله عملیات مسلحانه، اقدام به دستگیریهای گسترده وضربه کمرشکن شهریور ٥٠ نماید . عین  همین داستان این بار  به گونه ای جریان وار وبا پشتگرمی اطلاعیه رسمی کمیته مرکزی " حزب توده " که رسما وعلنا خواهان همکاری " توده ای ها " با دستگاه امنیتی رژیم ضد امپریالیستی !امام  خمینی دجال در سرکوب  "ضد انقلاب " گردیده بود تکرار می گردد با این تفاوت که این بار در خدمتگذاری برای دستگاه "قدرت " تنها نیستند ودوستان " اکثریتی " خود را  نیز در کنار خود دارند! نقش فعال  این  نیروها در شناسایی عناصری که تا مقطع پیش از ٣٠ خرداد ٦٠، اساسا فعالیت علنی داشتند،همچنین همکاری گسترده با سپاه وکمیته ها ودستگاه امنیتی رژیم در ضربات نظامی پاسداران به مجاهدین ودیگر  نیروهای انقلابی، در حافظه تاریخی مردم ایران همواره ماندگار  خواهد  ماند طنز تاریخ را ببین که در هر دو رژیم شاه وشیخ "عنصر توده ای " در این ضربات، در ایفای نقش تاریخی ! خود در همکاری وهمدستی با  "قدرت حاکم " ودشمنی با هر آنچه که نشان از رایکالیزم وانقلاب داشته ودارد هیچ کم نگذاشت! باشد که در فردای یک ایران آزاد به تک تک این جنایات در یک دستگاه قضایی مستقل، نه به منظور انتقام گیری که برای عبرت تاریخ همواره آغشته به  خون وخیانت ایران، رسیدگی شود  مجاهدین به دنبال ضربات پی درپی وارده توسط رژیم به ویژه سه ضربه استراتژیک ١٩بهمن ٦٠ و١٢اردیبهشت و١٠ مرداد به بازسازی ساواک شاه وهمکاری موساد پی می برند که در ارتباطات بی سیمی از کد  "عبدالله پیام " استفاده می نمایند در این رابطه  به تیم های عملیاتی مجاهدین دستور داده می شود که در ترددات خود به محض  آنکه احساس کردند مورد تعقیب قرار گرفته اند قاطعانه اقدام به دستگیری فرد یا افراد مشکوک نموده وآنها را با حفظ مراتب امنیتی  به پایگاه های خود منتقل  نمایند ودر جریان  این موج دستگیری ها به گونه کاملا تصادفی سه نفر توسط تیم عملیاتی  دستگیر می شوند که پس از انتقال به پایگاه های مجاهدین مشخص می شود که یکی از آنها خود "عبدالله پیام " است آنان در جریان  بازجویی از آنان تمامی اطلاعات مربوط به شبکه همراه با کروکی مراکز واسامی عوامل خود را در اختیار مجاهدین قرار می  گذارند عواملی که در هر محله وکوچه وخیابان، در هیئت بقال وسبزی فروش وکفاش  ومیوه فروش وغیره به تنیدن تو اختناق وسرکوب مشغول بودند با  اتکا به این اطلاعات ذیقیمت، تیم های عملیاتی مجاهدین اقدام به نابودی این شبکه پلید جنایت وجاسوسی نموده وبا اعدام شماری از آنها موفق به آوردن ضربه کمرشکنی با آنان می گردند آن بقال وکفاش  وسبزی فروشی که آگاهانه وبرخی از نیروهای سیاسی ناآگاهانه،زمانی مجاهدین را در رابطه با اعدام آنان تقبیح می کردند عمدتا از اعضای فعال وحرفه ای همین شبکه خیانت وجنایت بوده اند

به مناسبت گرامیداشت روز دانشجو



در دههٔ ۱۳۲۰ و اوایل دهه ۱۳۳۰، پس از سقوط حکومت رضاشاه پهلوی و ایجاد فضای بازتر، فعالیتهای سیاسی در بین دانشجویان دانشگاه تهران (تنها موسسه مدرن آموزش عالی آن زمان در ایران) بسیار افزایش یافت. در این دوران حزب توده، از نفوذ بسیاری در بین دانشجویان برخوردار بود چنانکه بنا به گزارشهای مختلف، بیش از نیمی از دانشجویان دانشگاه تهران عضو و یا هوادار این حزب بودند. اما در دوران نخست وزیری محمد مصدق و افزایش محبوبیت جبههٔ ملی در اوایل دهه ۱۳۳۰، محوریت این حزب در دانشگاه به چالش کشیده شد. پس از وقوع کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، سازمانهای سیاسی تشکیل دهنده جبهه ملی، برای دوره کوتاهی در یک ائتلاف ضعیف، تحت نام نهضت مقاومت ملی به مقاومت سیاسی دست زدند و تظاهرات‌ها و اعتصابهای پراکنده‌ای در پاییز همان سال در دانشگاه تهران و همچنین بازار، از جمله در تاریخ ۱۶ مهر و ۲۱ آبان، در اعتراض به محاکمه مصدق برگزار شد.
چند هفته پس از این وقایع، اعلام شد که روابط ایران و بریتانیا (که در زمان نخست وزیری مصدق قطع شده بود) از سر گرفته خواهد شد و ریچارد نیکسون نایب ریاست جمهوری وقت آمریکا برای دیدار رسمی به ایران خواهد آمد. این موضوع بهانه لازم برای اعتراضات را فراهم کرد و در ۱۴ آذر به سفارش نهضت مقاومت ملی، دانشجویان فعال به سخنرانی در کلاسها پرداختند و ناآرامی تمامی محوطه دانشگاه تهران را فرا گرفت. دولت وقت برای پیشگیری از هرگونه اقدام بعدی تصمیم به سرکوب اعتراضات گرفت. سربازان و نیروهای ویژه ارتشی پس از هجوم به دانشگاه، به کلاسهای درس حمله کرده و صدها دانشجو را بازداشت و زخمی نمودند. نیروهای امنیتی در دانشکده فنی، اقدام به شلیک تیر کردند که موجب مرگ سه دانشجوی این دانشکده به نامهای احمد قندچی، آذر (مهدی) شریعت‌رضوی و مصطفی بزرگ‌نیا شد. فردای آن روز نیکسون به ایران آمد و دکترای افتخاری در رشته حقوق را در دانشگاه تهران که در اشغال مشهود نیروهای نظامی بود، دریافت کرد.
وقایع آذر ۱۳۳۲، نمایانگر واکنش دولت کودتا به فعالیتهای دانشجویی بود و به دنبال آن سرکوب نظام‌مند تمامی اشکال دیگر مخالفتها، روی داد. ۱۶ آذر، توسط کنفدراسیون دانشجویان ایرانی خارج از کشور که مرکز اجتماع و مباحثه مخالفان حکومت پهلوی در خارج از ایران بود، روز دانشجو نامیده شد. دانشجویان پس از آن، هر سال در این روز اعتصابهای دانشجویی به راه می‌انداختند و در واقع ۱۶ آذرماه به معیار خوبی برای ارزیابی میزان نفرت از حکومت شاه و توانایی و نفوذ مخالفان در بین روشنفکران، تبدیل شد. این روز از آنزمان، همچنان از اهمیت تاریخی برجسته‌ای در ایران برخوردار بوده است.