Friday, 23 November 2012

موازنه جدید در ارتباط با ایران ونقش مجاهدین


شیوه برخورد با معضل ایران قدرتمندترین اهرم خارجی اوباما درجهت تاثیرگذاری در پیش بردن سیاستهای داخلی او در رابطه با کنگره است. اوباما بدنبال تسلیم بی قید و شرط جمهوری اسلامی از طرق مسالمت آمیز است. او رندانه می خواهد که رژیم ایران ازاهرمهای قدرت خود یعنی تکنولوژی هسته ای ، عمق استراتژیکی درعراق و سوریه و فلسطین و در راس همه  از  حزب الله لبنان دست کشیده و آنها را با زبان خوش واگذار کند. بدون آنکه مهمترین خواسته جمهوری اسلامی یعنی دادن  "تضمین امنیتی" به او را به عنوان پیش شرط پذیرفته باشد . این ترفند را خامنه ای  و دار و دسته اش به خوبی فهم کرده اندآمریکا اگر بخواهد هم نمی تواند به رژیم "تضمین امنیتی" بدهد ، مگر اینکه از "طرح خاورمیانه بزرگ" دست بکشد !درشکل گیری این توازن پارامترهای چندی دخالت دارند که بدانها اشاره خواهم کرد .

ـ تحریم نفتی و بانکی رژیم جمهوری اسلامی یکی ازعوامل تأثیرگذارنده قوی در موازنه جدید است . این تحریمها برخلاف تحریمهای بی بو و خاصیت قبلی بسیار تأثیرگذاربوده  و به همین اعتبار"خصلت براندازانه" دارند. هدف این تحریمها هدایت هوشمندانه رژیم درجهت فروپاشی اقتصادی است که البته تبعات گسترده سیاسی را بآلمآل بدنبال خواهد داشت .

ـ نبرد برسرسوریه یکی دیگرازعوامل بشدت تأثیرگذار در رابطه با تعیین تکلیف رژیم جمهوری اسلامی است. "تغییررژیم"  در سوریه تعادل منطقه ای را برعلیه رژیم ایران برهم خواهد زد . به همین دلیل یکی از آوردگاه های نبرد ما با وحوش حاکم بر ایران بی تردید آوردگاه سوریه هست . از دست دادن خاکریز سوریه برای رژیم به معنی از دست دادن یکی از اهرمهای قدرتمند در سیاست خارجی و برخورد با طرف حسابهای بین المللیش می باشد . جمهوری اسلامی با تمام قوا تلاش خواهد کرد که جنگ را در خارج مرزهای خود نگه دارد چرا که از درگیر شدن در درون مرزهایش وحشت دارد . آری وحشت دارد . آن تحلیلی که معتقد است این نظام جنگ خارجی را عامل بقای نظام می داند و به همین دلیل خواهان جنگ است چرا که جنگ خارجی عامل وحدت داخلی حول رژیم خواهد شد ، تحلیلی بشدت ابلهانه است . آنی که چنین می اندیشد اصلا تصوری از توان تکنولوژیکی ـ نظامی ایالات متحده  و فاصله نجومی آن با توان نظامی جمهوری اسلامی ندارد . تصوری از جنگ بر سر ایران ندارد . نمی فهمد که اگر جنگی با شرکت و تحت رهبری ایالات متحده درگیرد تنها دراسمان نخواهد ماند . تنها رژیم آماج آن نخواهد بود . مدنیت جامعه ایرانی و تمامیت زیرساختهای صنعتی ، اقتصادی و نظامی نیز هدف خواهد بود .

صلح خاورمیانه ورژیم ایران(2)




اوباما در راستای حل معضل ایران باید روند صلح خاورمیانه را که سه سال است به برکت بازیگرینئوکانهای اسرائیلی در عمده کردن تضاد اتمی با ایران و همبازیگری  همزادانشان در دولت احمدی نژاد و نظام جمهوری اسلامی ، اساسا به فراموشی سپرده شده و از روی میز سیاست بین الملل برداشته شده ، دوباره بگونه ای جدی و ادامه دار فعال کند . بغیرازاین در رابطه با حل معضل ایران تماما در زمین نئوکانها بازی خواهد کرد . این الزام را خود دولت فلسطینی هم بخوبی درک کرده است . به همین دلیل هم بلافاصله پس از پیروزی اوباما ، محمود عباس مسئله تغییرموقعیت دولت فلسطین در سازمان ملل متحد از "سازمان ناظر" به "کشورغیرعضو" را بروی میز می آورد. پاسخ اوباما البته فعلا منفی است. غیر از اینهم هر انتظاری از او غیرواقعی و ابلهانه خواهد بود. فراموش نباید کرد که در رابطه با منافع استراتژیکِ دولت حرامزاده سگ زرد (یا دراینجا سیاه) دمکراتها برادر دوقلوی شغال جمهوری خواهان بوده و هست . تضاد اوباما با نئوکانهای نشسته در دولت اسرائیل است و نه با موجودیت این غدۀ سرطانی . از قضا دمکراتها به شمولیت خود مسیحای سابق ! بسا بیشترازجمهوریخواهان درفکر تضمین بقای استراتژیک دولت یهود در سرزمین فلسطین هستند .

اوباما و بخش عمده ای درمیان لیبرال دمکراتهای یهودی در آمریکا عمیقأ اعتقاد دارند که عملکرد دار و دسته نتانیاهوـ لیبرمان و دیگر نئوکانهای حول و حوششان اساسأ در جهت منافع استراتژیکی اسرائیل نیست.این تا آنجا که به آن "تصویرکلی" که بحثش را کردم برمیگردد اهمیت بسیار دارد ، اما فراتر از اینها اگر موضوع  را بخواهیم درکادر تضادهای واقعی و جدی میان نئوکانها و دولت اوباما بررسی کنیم ، آنوقت "تصویرجزئی" چیز دیگری خواهد بود . در این "تصویرجزئی" مسئله صلح خاورمیانه ، مسئله شهرک سازیهای غیرقانونی و نهایتا عضویت دولت فلسطینی درسازمان ملل متحد از یکطرف و شیوه برخورد با ایران و مقوله "تغییررژیم" در میهن درزنجیرازطرف دیگر، تماما اهرمهای اعمال قدرت و امتیازگیری مسیحای سابق در تعامل اجباری با جمهوریخواهان و نئوکانها در چهارسال آینده خواهند بود . فراموش نباید کرد که جمهوریخواهان همچنان اکثریت را در کنگره در اختیار خود دارند و بدون همکاری و همراهی آنان دست و بال اوباما در اتخاذ سیاستهایش چندان باز نخواهد بود . اوباما مثل هر سیاستمدار باهوش دیگری  می داند که دست بالا پیدا کردن در بده بستانهای سیاسی بیشتر از هر چیز در گرو استفاده بهینه از همه اهرمهای قدرت موجود است .


Thursday, 15 November 2012

خیانت شاه وشیخ وحزب خائن توده واکثریتی ها در بعد از سی خرداد شصت(1)

بدنبال ضربات مرگبار مجاهدین  پس ازهفت تیر سال شصت که در تمامی طول تابستان آنسال بلاوقفه ادامه داشت  وکابوس سقوط  ونابودی تمامیت تمامیت رژیم رابه تازگی تک پایه شده را نوردیده بود سردمداران ارتجاع برای حفاظت از خود در مقابل مقاومت مسلحانه دست به دامان شرکای  سابق خود  وحامیان مشترک خارجیشان می گردند در این رابظه امام ضد صهیونیستی وضد امپریالیستی به فکر سازماندهی دوباره ساواک شاه می افتد وساواکیهای سابق را جملگی به کار دعوت می کند در زمستان سال شصت مراحل اولیه سازماندهی که ضمنا از حمایتهای بی دریغ موساد نیز برخودار  بود به پایان میرسد ورژیم نظامی جمهوری اسلامی را نظامی پلیسی می کند مجاهدین در تحلیل ماهیت سرکوب در کادر  رژیم خمینی بر خلاف  رژیم شاه که آنرا یک رژیم پلیسی تحلیل می کردند  ومعتقد به نظامی بودن رژیم حاکم بودند معنای این تحلیل این است که نظام حاکم برای حفاظت از خود اساسا برای سرکوب عریان ونظامی متکی است بدیهی است که متناسب با این تحلیل نوع برخورد با رژیم مربوطه واستراتژی وتاکتیکهای متناسب با آن اتخاذ می گردد در این راستا رژیم پس از بازسازی ساواک شاه وپیوند آن با دستگاه نوپای امنیتی خود تاکتیک موفقت آمیز تعقیب ومراقبت ساواک شاه علیه جنبش مسلحانه را جایگزین برخوردهای مستقیم نظامی می کند  پیچیدگی این سیستم تازه در این است که برخلاف سابق  که پاسداران رژیم بلافاصله پس از مشکوک شدن به افراد به آنان تهاجم می کردند در اینجا فرد پس از شناسائی شدن توسط نیروهای امنیتی دستگیر نمی شد وبه حال خود گذاشته می شد منتها تا کشف تمامی ارتباطات فرد مورد تعقیب ومراقبت دائم توسط افراد وابزار گوناگون قرار می گرفت تا تمامی ارتباطاتش کشف  گردند پس از تکمیل اطلاعات مربوطه وکشف کامل ارتباطات افراد در شرایطی که روی شبکه های ارتباط بی سیمیشان سکوت کامل برقرار بود به ناگهان تهاجم زنجیره ای خود  به مراکز مختلف استقرار مجاهدین را هم زمان ودرشرایطی که کل مناطق مورد هجوم را توسط لایه های متعدد پاسداران در محاصره کامل داشتند آغاز می کردند     پایان  بخش اول