Saturday, 1 December 2012

خیانت های شاه وشیخ وحزب خائن توده واکثریتی ها(2)

ضربه نظامی گسترده ساواک شاه به مجاهدین در سال ١٣٥٠ که منجر به دستگیری بیش از  ٨٥ در صد کل  تشکیلات  وصد درصد اعضای مرکزیت وقت مجاهدین، از جمله بنیانگذاران کبیر سازمان گردید،نتیجه مستقیم سیستم نوین توسط ساواک( که به وسیله موساد اسرائیل آموزش داده شده بود) بود در آنزمان دستگاه ساواک با بکار گیری یک  توده ای  به نام " شاه مراددلفانی " که پیش از کودتای ٢٨ مرداد، مسئول ارتباطات  "حزب توده " در کرمانشاه بوده  وبعد هم پس از آزادی از زندان در سالهای ٣٨ در رابطه با شاخه مخفی حزب خائن توده فعالیت داشته موفق می شود که با شناسائی " ناصر صادق " عصو مرکزیت مجاهدین، که با فرد مذکور، در زندان آشنا گردیده بود واز طریق او به دنبال تهیه سلاح بود کلیه ارتباطات سازمان نوپای مجاهدین را کشف وپیش از ورود آنان به مرحله عملیات مسلحانه، اقدام به دستگیریهای گسترده وضربه کمرشکن شهریور ٥٠ نماید . عین  همین داستان این بار  به گونه ای جریان وار وبا پشتگرمی اطلاعیه رسمی کمیته مرکزی " حزب توده " که رسما وعلنا خواهان همکاری " توده ای ها " با دستگاه امنیتی رژیم ضد امپریالیستی !امام  خمینی دجال در سرکوب  "ضد انقلاب " گردیده بود تکرار می گردد با این تفاوت که این بار در خدمتگذاری برای دستگاه "قدرت " تنها نیستند ودوستان " اکثریتی " خود را  نیز در کنار خود دارند! نقش فعال  این  نیروها در شناسایی عناصری که تا مقطع پیش از ٣٠ خرداد ٦٠، اساسا فعالیت علنی داشتند،همچنین همکاری گسترده با سپاه وکمیته ها ودستگاه امنیتی رژیم در ضربات نظامی پاسداران به مجاهدین ودیگر  نیروهای انقلابی، در حافظه تاریخی مردم ایران همواره ماندگار  خواهد  ماند طنز تاریخ را ببین که در هر دو رژیم شاه وشیخ "عنصر توده ای " در این ضربات، در ایفای نقش تاریخی ! خود در همکاری وهمدستی با  "قدرت حاکم " ودشمنی با هر آنچه که نشان از رایکالیزم وانقلاب داشته ودارد هیچ کم نگذاشت! باشد که در فردای یک ایران آزاد به تک تک این جنایات در یک دستگاه قضایی مستقل، نه به منظور انتقام گیری که برای عبرت تاریخ همواره آغشته به  خون وخیانت ایران، رسیدگی شود  مجاهدین به دنبال ضربات پی درپی وارده توسط رژیم به ویژه سه ضربه استراتژیک ١٩بهمن ٦٠ و١٢اردیبهشت و١٠ مرداد به بازسازی ساواک شاه وهمکاری موساد پی می برند که در ارتباطات بی سیمی از کد  "عبدالله پیام " استفاده می نمایند در این رابطه  به تیم های عملیاتی مجاهدین دستور داده می شود که در ترددات خود به محض  آنکه احساس کردند مورد تعقیب قرار گرفته اند قاطعانه اقدام به دستگیری فرد یا افراد مشکوک نموده وآنها را با حفظ مراتب امنیتی  به پایگاه های خود منتقل  نمایند ودر جریان  این موج دستگیری ها به گونه کاملا تصادفی سه نفر توسط تیم عملیاتی  دستگیر می شوند که پس از انتقال به پایگاه های مجاهدین مشخص می شود که یکی از آنها خود "عبدالله پیام " است آنان در جریان  بازجویی از آنان تمامی اطلاعات مربوط به شبکه همراه با کروکی مراکز واسامی عوامل خود را در اختیار مجاهدین قرار می  گذارند عواملی که در هر محله وکوچه وخیابان، در هیئت بقال وسبزی فروش وکفاش  ومیوه فروش وغیره به تنیدن تو اختناق وسرکوب مشغول بودند با  اتکا به این اطلاعات ذیقیمت، تیم های عملیاتی مجاهدین اقدام به نابودی این شبکه پلید جنایت وجاسوسی نموده وبا اعدام شماری از آنها موفق به آوردن ضربه کمرشکنی با آنان می گردند آن بقال وکفاش  وسبزی فروشی که آگاهانه وبرخی از نیروهای سیاسی ناآگاهانه،زمانی مجاهدین را در رابطه با اعدام آنان تقبیح می کردند عمدتا از اعضای فعال وحرفه ای همین شبکه خیانت وجنایت بوده اند

به مناسبت گرامیداشت روز دانشجو



در دههٔ ۱۳۲۰ و اوایل دهه ۱۳۳۰، پس از سقوط حکومت رضاشاه پهلوی و ایجاد فضای بازتر، فعالیتهای سیاسی در بین دانشجویان دانشگاه تهران (تنها موسسه مدرن آموزش عالی آن زمان در ایران) بسیار افزایش یافت. در این دوران حزب توده، از نفوذ بسیاری در بین دانشجویان برخوردار بود چنانکه بنا به گزارشهای مختلف، بیش از نیمی از دانشجویان دانشگاه تهران عضو و یا هوادار این حزب بودند. اما در دوران نخست وزیری محمد مصدق و افزایش محبوبیت جبههٔ ملی در اوایل دهه ۱۳۳۰، محوریت این حزب در دانشگاه به چالش کشیده شد. پس از وقوع کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، سازمانهای سیاسی تشکیل دهنده جبهه ملی، برای دوره کوتاهی در یک ائتلاف ضعیف، تحت نام نهضت مقاومت ملی به مقاومت سیاسی دست زدند و تظاهرات‌ها و اعتصابهای پراکنده‌ای در پاییز همان سال در دانشگاه تهران و همچنین بازار، از جمله در تاریخ ۱۶ مهر و ۲۱ آبان، در اعتراض به محاکمه مصدق برگزار شد.
چند هفته پس از این وقایع، اعلام شد که روابط ایران و بریتانیا (که در زمان نخست وزیری مصدق قطع شده بود) از سر گرفته خواهد شد و ریچارد نیکسون نایب ریاست جمهوری وقت آمریکا برای دیدار رسمی به ایران خواهد آمد. این موضوع بهانه لازم برای اعتراضات را فراهم کرد و در ۱۴ آذر به سفارش نهضت مقاومت ملی، دانشجویان فعال به سخنرانی در کلاسها پرداختند و ناآرامی تمامی محوطه دانشگاه تهران را فرا گرفت. دولت وقت برای پیشگیری از هرگونه اقدام بعدی تصمیم به سرکوب اعتراضات گرفت. سربازان و نیروهای ویژه ارتشی پس از هجوم به دانشگاه، به کلاسهای درس حمله کرده و صدها دانشجو را بازداشت و زخمی نمودند. نیروهای امنیتی در دانشکده فنی، اقدام به شلیک تیر کردند که موجب مرگ سه دانشجوی این دانشکده به نامهای احمد قندچی، آذر (مهدی) شریعت‌رضوی و مصطفی بزرگ‌نیا شد. فردای آن روز نیکسون به ایران آمد و دکترای افتخاری در رشته حقوق را در دانشگاه تهران که در اشغال مشهود نیروهای نظامی بود، دریافت کرد.
وقایع آذر ۱۳۳۲، نمایانگر واکنش دولت کودتا به فعالیتهای دانشجویی بود و به دنبال آن سرکوب نظام‌مند تمامی اشکال دیگر مخالفتها، روی داد. ۱۶ آذر، توسط کنفدراسیون دانشجویان ایرانی خارج از کشور که مرکز اجتماع و مباحثه مخالفان حکومت پهلوی در خارج از ایران بود، روز دانشجو نامیده شد. دانشجویان پس از آن، هر سال در این روز اعتصابهای دانشجویی به راه می‌انداختند و در واقع ۱۶ آذرماه به معیار خوبی برای ارزیابی میزان نفرت از حکومت شاه و توانایی و نفوذ مخالفان در بین روشنفکران، تبدیل شد. این روز از آنزمان، همچنان از اهمیت تاریخی برجسته‌ای در ایران برخوردار بوده است.

Friday, 23 November 2012

موازنه جدید در ارتباط با ایران ونقش مجاهدین


شیوه برخورد با معضل ایران قدرتمندترین اهرم خارجی اوباما درجهت تاثیرگذاری در پیش بردن سیاستهای داخلی او در رابطه با کنگره است. اوباما بدنبال تسلیم بی قید و شرط جمهوری اسلامی از طرق مسالمت آمیز است. او رندانه می خواهد که رژیم ایران ازاهرمهای قدرت خود یعنی تکنولوژی هسته ای ، عمق استراتژیکی درعراق و سوریه و فلسطین و در راس همه  از  حزب الله لبنان دست کشیده و آنها را با زبان خوش واگذار کند. بدون آنکه مهمترین خواسته جمهوری اسلامی یعنی دادن  "تضمین امنیتی" به او را به عنوان پیش شرط پذیرفته باشد . این ترفند را خامنه ای  و دار و دسته اش به خوبی فهم کرده اندآمریکا اگر بخواهد هم نمی تواند به رژیم "تضمین امنیتی" بدهد ، مگر اینکه از "طرح خاورمیانه بزرگ" دست بکشد !درشکل گیری این توازن پارامترهای چندی دخالت دارند که بدانها اشاره خواهم کرد .

ـ تحریم نفتی و بانکی رژیم جمهوری اسلامی یکی ازعوامل تأثیرگذارنده قوی در موازنه جدید است . این تحریمها برخلاف تحریمهای بی بو و خاصیت قبلی بسیار تأثیرگذاربوده  و به همین اعتبار"خصلت براندازانه" دارند. هدف این تحریمها هدایت هوشمندانه رژیم درجهت فروپاشی اقتصادی است که البته تبعات گسترده سیاسی را بآلمآل بدنبال خواهد داشت .

ـ نبرد برسرسوریه یکی دیگرازعوامل بشدت تأثیرگذار در رابطه با تعیین تکلیف رژیم جمهوری اسلامی است. "تغییررژیم"  در سوریه تعادل منطقه ای را برعلیه رژیم ایران برهم خواهد زد . به همین دلیل یکی از آوردگاه های نبرد ما با وحوش حاکم بر ایران بی تردید آوردگاه سوریه هست . از دست دادن خاکریز سوریه برای رژیم به معنی از دست دادن یکی از اهرمهای قدرتمند در سیاست خارجی و برخورد با طرف حسابهای بین المللیش می باشد . جمهوری اسلامی با تمام قوا تلاش خواهد کرد که جنگ را در خارج مرزهای خود نگه دارد چرا که از درگیر شدن در درون مرزهایش وحشت دارد . آری وحشت دارد . آن تحلیلی که معتقد است این نظام جنگ خارجی را عامل بقای نظام می داند و به همین دلیل خواهان جنگ است چرا که جنگ خارجی عامل وحدت داخلی حول رژیم خواهد شد ، تحلیلی بشدت ابلهانه است . آنی که چنین می اندیشد اصلا تصوری از توان تکنولوژیکی ـ نظامی ایالات متحده  و فاصله نجومی آن با توان نظامی جمهوری اسلامی ندارد . تصوری از جنگ بر سر ایران ندارد . نمی فهمد که اگر جنگی با شرکت و تحت رهبری ایالات متحده درگیرد تنها دراسمان نخواهد ماند . تنها رژیم آماج آن نخواهد بود . مدنیت جامعه ایرانی و تمامیت زیرساختهای صنعتی ، اقتصادی و نظامی نیز هدف خواهد بود .

صلح خاورمیانه ورژیم ایران(2)




اوباما در راستای حل معضل ایران باید روند صلح خاورمیانه را که سه سال است به برکت بازیگرینئوکانهای اسرائیلی در عمده کردن تضاد اتمی با ایران و همبازیگری  همزادانشان در دولت احمدی نژاد و نظام جمهوری اسلامی ، اساسا به فراموشی سپرده شده و از روی میز سیاست بین الملل برداشته شده ، دوباره بگونه ای جدی و ادامه دار فعال کند . بغیرازاین در رابطه با حل معضل ایران تماما در زمین نئوکانها بازی خواهد کرد . این الزام را خود دولت فلسطینی هم بخوبی درک کرده است . به همین دلیل هم بلافاصله پس از پیروزی اوباما ، محمود عباس مسئله تغییرموقعیت دولت فلسطین در سازمان ملل متحد از "سازمان ناظر" به "کشورغیرعضو" را بروی میز می آورد. پاسخ اوباما البته فعلا منفی است. غیر از اینهم هر انتظاری از او غیرواقعی و ابلهانه خواهد بود. فراموش نباید کرد که در رابطه با منافع استراتژیکِ دولت حرامزاده سگ زرد (یا دراینجا سیاه) دمکراتها برادر دوقلوی شغال جمهوری خواهان بوده و هست . تضاد اوباما با نئوکانهای نشسته در دولت اسرائیل است و نه با موجودیت این غدۀ سرطانی . از قضا دمکراتها به شمولیت خود مسیحای سابق ! بسا بیشترازجمهوریخواهان درفکر تضمین بقای استراتژیک دولت یهود در سرزمین فلسطین هستند .

اوباما و بخش عمده ای درمیان لیبرال دمکراتهای یهودی در آمریکا عمیقأ اعتقاد دارند که عملکرد دار و دسته نتانیاهوـ لیبرمان و دیگر نئوکانهای حول و حوششان اساسأ در جهت منافع استراتژیکی اسرائیل نیست.این تا آنجا که به آن "تصویرکلی" که بحثش را کردم برمیگردد اهمیت بسیار دارد ، اما فراتر از اینها اگر موضوع  را بخواهیم درکادر تضادهای واقعی و جدی میان نئوکانها و دولت اوباما بررسی کنیم ، آنوقت "تصویرجزئی" چیز دیگری خواهد بود . در این "تصویرجزئی" مسئله صلح خاورمیانه ، مسئله شهرک سازیهای غیرقانونی و نهایتا عضویت دولت فلسطینی درسازمان ملل متحد از یکطرف و شیوه برخورد با ایران و مقوله "تغییررژیم" در میهن درزنجیرازطرف دیگر، تماما اهرمهای اعمال قدرت و امتیازگیری مسیحای سابق در تعامل اجباری با جمهوریخواهان و نئوکانها در چهارسال آینده خواهند بود . فراموش نباید کرد که جمهوریخواهان همچنان اکثریت را در کنگره در اختیار خود دارند و بدون همکاری و همراهی آنان دست و بال اوباما در اتخاذ سیاستهایش چندان باز نخواهد بود . اوباما مثل هر سیاستمدار باهوش دیگری  می داند که دست بالا پیدا کردن در بده بستانهای سیاسی بیشتر از هر چیز در گرو استفاده بهینه از همه اهرمهای قدرت موجود است .


Thursday, 15 November 2012

خیانت شاه وشیخ وحزب خائن توده واکثریتی ها در بعد از سی خرداد شصت(1)

بدنبال ضربات مرگبار مجاهدین  پس ازهفت تیر سال شصت که در تمامی طول تابستان آنسال بلاوقفه ادامه داشت  وکابوس سقوط  ونابودی تمامیت تمامیت رژیم رابه تازگی تک پایه شده را نوردیده بود سردمداران ارتجاع برای حفاظت از خود در مقابل مقاومت مسلحانه دست به دامان شرکای  سابق خود  وحامیان مشترک خارجیشان می گردند در این رابظه امام ضد صهیونیستی وضد امپریالیستی به فکر سازماندهی دوباره ساواک شاه می افتد وساواکیهای سابق را جملگی به کار دعوت می کند در زمستان سال شصت مراحل اولیه سازماندهی که ضمنا از حمایتهای بی دریغ موساد نیز برخودار  بود به پایان میرسد ورژیم نظامی جمهوری اسلامی را نظامی پلیسی می کند مجاهدین در تحلیل ماهیت سرکوب در کادر  رژیم خمینی بر خلاف  رژیم شاه که آنرا یک رژیم پلیسی تحلیل می کردند  ومعتقد به نظامی بودن رژیم حاکم بودند معنای این تحلیل این است که نظام حاکم برای حفاظت از خود اساسا برای سرکوب عریان ونظامی متکی است بدیهی است که متناسب با این تحلیل نوع برخورد با رژیم مربوطه واستراتژی وتاکتیکهای متناسب با آن اتخاذ می گردد در این راستا رژیم پس از بازسازی ساواک شاه وپیوند آن با دستگاه نوپای امنیتی خود تاکتیک موفقت آمیز تعقیب ومراقبت ساواک شاه علیه جنبش مسلحانه را جایگزین برخوردهای مستقیم نظامی می کند  پیچیدگی این سیستم تازه در این است که برخلاف سابق  که پاسداران رژیم بلافاصله پس از مشکوک شدن به افراد به آنان تهاجم می کردند در اینجا فرد پس از شناسائی شدن توسط نیروهای امنیتی دستگیر نمی شد وبه حال خود گذاشته می شد منتها تا کشف تمامی ارتباطات فرد مورد تعقیب ومراقبت دائم توسط افراد وابزار گوناگون قرار می گرفت تا تمامی ارتباطاتش کشف  گردند پس از تکمیل اطلاعات مربوطه وکشف کامل ارتباطات افراد در شرایطی که روی شبکه های ارتباط بی سیمیشان سکوت کامل برقرار بود به ناگهان تهاجم زنجیره ای خود  به مراکز مختلف استقرار مجاهدین را هم زمان ودرشرایطی که کل مناطق مورد هجوم را توسط لایه های متعدد پاسداران در محاصره کامل داشتند آغاز می کردند     پایان  بخش اول 

Monday, 8 October 2012

استرون استیونسون:میراث دخالت آمریکا وهرج ومرج تباهی های وویرانی های آن در عراق

مقامات تملق گویی سازمان ملل و دولت آقای آوباما در قبال نقض حقوق بشر و زندانها وشکنجه های ضد انسانی دولت ضد مردمی  مالکی  از جنایات  ها وخیانت های او به مردم عراق چشم پوشی وحتی تعریف وتمجید می کنند

پابلیک سرویس یوروپ ۴سپتامبر۲۰۱۲ (۱۴شهریور۱۳۹۱): نماینده پارلمان اروپا استرون استیونسون می گوید: کمکهای اقتصادی غرب برای عراق باید به صورتی پایدار و محکم، به شیوه خوب حکومت کردن گره بخورد و در صورت ادامه نقض حقوق بشر و فساد، تحریمها باید اعمال شود. اما به نظر می رسد جهان متمدن لال شده است. 
نقض مکرر حقوق بشر، بازداشتهای خودسرانه، زندانهای مخفی، شکنجه و موجی از اعدامها در عراق نتوانسته اند از طرف غرب زمزمه اعتراض را هم ایجاد کنند. 
در هفته گذشته ۲۱نفر، از جمله سه زن، در یک روز در عراق اعدام شدند. دو روز بعد، پنج نفر دیگر به دار آویخته شدند. تاکنون امسال ۹۶اعدام وجود داشته است. ۱۹۶نفر دیگر زیر حکم اعدام در انتظار مرگ هستند. در بسیاری از موارد، اعترافها تحت شکنجه به قربانیان تحمیل شده است. گزارشهای مکرر در مورد بی عدالتی محاکمات وجود دارد که با استانداردهای بین المللی همخوان نیست. 
برای بسیاری از مردم عادی عراق ـ دیدن زندانیان درهم شکسته، شکنجه شده در برابر دوربینهای خبری و نشان دادن آن در کانال تلویزیونی العراقیه، در حال تبدیل شدن به چیزی روزانه شده است. 
هنگامی که آمریکاییها در نهایت از عراق در پایان سال گذشته بیرون رفتند، آنها در پشت سر، یک دولت ناکارآمد و اقتصاد ویران شده باقی گذاشتند. نوری مالکی پس از انتخابات در سال۲۰۱۰، دوباره به عنوان نخست وزیر منصوب شد، به رغم این واقعیت که او در واقع در انتخابات دو کرسی کمتر از ایاد علاوی به دست آورد. اما ملاهای حاکم بر ایران حاضر نبودند علاوی را به عنوان نخست وزیر تحمل کنند. در نتیجه، دولت وحدت ملی پیش بینی شده هرگز عملی نشد. 
اما آمریکاییها مصمم بودند نشان دهند که در پشت سر، یک دموکراسی کارآمد باقی گذاشته اند، پس از بهای سنگینی که آنها با خون و سرمایه کلان پرداخت کرده بودند، هیچ چیز دیگری نمی شد گفت. بنابراین آنها از منصوب شدن مجدد مالکی به عنوان نخست وزیر استقبال کردند و از آن زمان چشمشان را روی هر سوءاستفاده ای که او مرتکب شده بسته اند. 
هنگامی که ۵تیپ نیروهای به شدت مسلح عراق با تانک و خودروهای زرهی، پناهندگان غیرمسلح ایرانی را در حمله وحشیانه به اشرف در ۸آوریل۲۰۱۱ وحشیانه مورد حمله قرار دادند، سطح نازل سوءاستفاده ازقدرت در مارپیچ سقوط عراق مشخص شد. ۳۵تن از مردان و زنان بی گناه کشته شدند و تعداد دیگری بعداً بخاطر جراحات هولناک، جان باختند. اما به جای مسئول شناختن مالکی برای این قتل عام، آمریکاییها چیزی نگفتند. 
هنگامی که ساکنان اشرف به تأسیسات شبه زندانی در نزدیکی فرودگاه بغداد، به نام کمپ لیبرتی منتقل شدند، مالکی یکی از فرماندهان قتل عام در اشرف ـ به نام سرهنگ صادق ـ را به عنوان مدیریت این کمپ جدید منصوب کرد، ولی باز هم ایالات متحده آمریکا، اتحادیه اروپا و سازمان ملل متحد، در قبال این اقدام مالکی چیزی نگفتند. 
این در حالی است که اشرفیها در لیبرتی از آزادی تردد، دسترسی به وکیل و دیدار با سیاستمداران محروم هستند، ولی مقامات اهل تملق سازمان ملل متحد و آمریکا، از رژیم وحشی مالکی تعریف و تمجید می کنند. 
غرب باید سر خود را از خجالت پایین بیاندازد. غرب نباید ساکت باشد. 
در حالی که سرکوب، شکنجه و اعدامهای فوری در داخل عراق ادامه دارد، تنها صدور بیانیه های مطبوعاتی طعنه آمیز از بروکسل، واشینگتن و لندن کافی نیست. 
مالکی باید به زانو درآید. کمکهای اقتصادی برای عراق، باید به صورتی پایدار و محکم، به شیوه خوب حکومت گره بخورد و تحریمها باید در صورتی که موارد نقض حقوق بشر و فساد ادامه یابد، اعمال شود.
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم شهریور 1391ساعت 1:23  توسط رضا قبرسی  |  نظر بدهید

هنرپیشه مصری سیاستمداران حاکم بر عراق پست ترین وغیر اخلاقی ترین هستند


علی الشلاه رئيس كمیسیون فرهنگ و رسانه در پارلمان عراق  از ائتلاف دولت قانون(گروه مالکی)در حالت مستی در  در هتلی قاهره  هنرپیشه مصری در حال فیلم برداری در هتل بودندبه بهانه اینکه می خواهد با آن هنرپیشه عکس بگیردیک دفعه خواست که زن مصری را ببوسددبی-العربیه.نت فارسی 

علی الشلاه رئيس كمیسیون فرهنگ و رسانه در پارلمان عراق و در حالی که کاملا مست بود در یکی از هتل های مصر به غاده عبدالرزاق هنرپیشه مصری حمله کرد. 

به گزارش العربیه به نقل از خبرگزاری های مصری این حادثه هنگامی اتفاق افتاد که "غاده" در حال تصویر برداری یکی از سریال های خود در هتل "الوریال" در قاهره بود. 

الشلاه یکی از اعضای برجسته ائتلاف "دولت قانون" که رهبری آن را نوری المالکی بر عهده دارد، به شمار می آید. 

بر اساس این گزارش این مقام عراقی هنگام مشاهده "غاده" به سمت او رفت و از وی خواست در کنارش عکس بگیرد اما نماینده پارلمان عراق ناگهان دست خود را بر روی شانه هنرپیشه مصری قرار داد و خواست که وی را ببوسد که این کار باعث خشم هنرمند مصری شد. 

هنرپیشه مصری که از این حادثه بسیار ناراحت بود گفته است که "با نزدیک شدن این مقام عراقی فهمیدم که وی کاملا مست است و حتی توانایی ایستادن را نداشت." 

این حادثه منجر به درگیری لفظی میان هنرپیشه مصری و نیز برخی از همراهان دو طرف شد اما در نهایت با دخالت مقامات هتل به پایان رسید. 

هنرپیشه مصری که در کشورش و دیگر کشورهای عربی از محبوبیت ویژه ای برخودار است پس از پایان درگیری با ناراحتی گفته است : سیاستمداران کنونی عراق بی نهایت پست هستند."د
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم شهریور 1391ساعت 1:38  توسط رضا قبرسی  |  نظر بدهید

آیا آمریکا وغرب مخالف اعدام در ایران هستند؟

از دهه شصت تا به امروز بصورت مستمر اعدام  مخالفان سیاسی ادامه یافته و طبق اسناد واعترافات مقامات حاکم وخصوصا معاون اداره جنایت وخیانت اطلاعات که الان در زندان است فقط در مدت چند ماه درسال 67 بیش از 33 هزار زندانی که از قبل با قانون مصوب همان ملایان وجنایتکاران به تصویب رسیده بود وبه زندان محکوم شده بودند  یک دفعه مصوبات و قوانین خودشان را ورثه  معاویه ویزید خمینی دجال زیر پا می گذارد ودستور قتل عام تمامی مخالفان باخلافت یزدی خود را صادر میکندوفرمان  دجال به اجرا گذاشته می شود وقتل عام ونسل کشی آغاز می شود اماآمریکا  سر دمدار غرب هیچ عکس العملی به غیر از محکومت ظاهری از خودشان نشان ندادند اماچراغ سبز  آمریکابرای جنایت بیشتر را به همراه داشت چون بده بستان  با شیطان بزرگ از سالها قبل آغاز شده  بود که به جریان ایران گیت مشهور شد پولهای مردم فقیر ایران که فکر می کردند دارند با عوامل آمریکا وصهیونیسم(صدام) مبارزه می کنند نمی دانستند اسلحه اسرائیلی به دستور خمینی از اسرائیل خریده بودند( تا از راه کربلا به قدس بروند) وبخشی از پول را به حساب کنتراها  مخالفان راستگرائی که از طرف آمریکا حمایت می شدند تا دولت قانونی  نیکاراگوئه که با رای مردم به قدرت رسیده بود را سرنگون کنند ریخته می شود وسود اصلی رااسرائیل وآمریکا از جیب مردم ایران نصیب شان شده بود امداد غیبی( حمایت آمریکا واسرائیل) باعث بقا ودوام جنایتکاران حاکم می شود آیا واقعا آمریکا که اعلان فشاری که برای  توقف انرژی اتمی نظامی دولت ملایان می کند آیا یک صدم آنرا برای رعایت حقوق بشر برای ملایان وارد آورده است؟ مسلما خیر. چرا چون آمریکا دنبال منافع خوداست وکسانی را در حکومت برای ایران تایید می کند که منافع آنان را نه تنها به خطر نیندارند بلکه  در وحله اول حافظ منافع آنان باشندوهر کسی ویا گروهی اولویت رابه منافع ملی کشورش ومردمش بدهد آمریکاچه به  شکل عریان و آشکار ویا  به هرصورتی  که شده چوب لای چرخ آنان قرار میدهد  ودر سرکوب آنان مستقیم ویا غیر مستقیم   شرکت داردباز هم تکرا میکنم آیا نه یکصدم بلکه یک هزارم فشاری که برای توقف کردن انرژی اتمی نظامی برای  ملایان وارد می کند در زمان قتل عام ونسل کشی سال 67 انجام داد؟ باز هم مسلما نه . ویا در سال 88مردم در خیابانهای تهران  شعار می دادند اوباما اوباما یا با اونها یا با ما. اما آقای اوباما ملایان جنایت کار را برمردم ایران ترجیح داد وبا چراغ سبز آمریکا وبا مداد سبز حامنه ای دستور جنایت ها و تجاوز ها به مردم وجوانان ایران صورت گرفت آقای اوباما در مماشات با ملایان  تا به امروز 4 سال دیگر به آنان در رسیدن به بمب کثیف وقت داد اگر جنایتکاران حاکم برایران اگر به بمب دست یابند ومردم دنیا را به گروگان بگیرندویا هراتفاق از این نوع به دست ترویست ها انجام شود  مجرم اصلی در وحله اول آقای اوباما است که باید در برابر مردم دنیا  جواب گو باشد   

تئوری اربابان بی مروت دنیادر باره تروریسم

تئوری انقلاب مخملی یا براندازی نرم که اساسا برمبنای تئوریهای جین شارپ نظریه پرداز آمریکائی وبنیانگذار بنیاد آلبرت انیشتاین شکل گرفته یک محور اساسی دارد وآن اساسا انتخابات محوراست بر همین مبناپفیوزی مثل خاتمی منتخب مردم است ودولت کذائی اصلاحات. دولت مشروع وجنگ برعلیه آنها می شود ترویسم به همین سادگی.                                                                          هسته مرکزی فعالیتهای بنیاد آلبرت انیشتاین. کار بر روی شیوه های مسالمت آمیز انتقال قدرت سیاسی است چرا که هرگونه انتقال قدرتی که با استفاده از قهر صورت بگیرد لاجرم نیروهای غیر قابل کنترلی را برسر کار می آورند که الزاما فرمانبردار نخواهند بود بنابراین پیش از هر چیز می بایستی که در هر جنبش بالقوه ای. عمل قهر آمیز را تحت عنوان خشونت هدف گرفته وتبدیل به تابو کرد.(شکنجه واعدام جناتیکاران  حاکم مشروع )                                                                                                        در نتیجه استفاده از خشونت تحت عنوان اعمال قانون .عملاتنها در صلاحیت حاکمیت جنایتکاران است ولاغیر. استفاده از عنصر قهر در خارج حاکمیت هم معنایش هیچ چیز نیست جز ترویسم. این ست تئوری تمامی پوفیوزها در عصر حاضر         

آلترناتیو دلخواه آمریکا وآلترناتیو مردمی

سالهاست که پول تنها ایده ئولوژی حاکم بر رژیم و طرفدارانش است.اما پول را باید بتوان خرج کرد.همه آنها که طی این سالها به خاطر پول آدم کشته اند حالا نگران خرج کردن آنند.فهمیده اند که دورانشان دارد به سر میاید و باید پول ها را خارج کنند. 
ریال فقط در ایران قابل خرج کردن است.برای همین به دنبال دلار به همه جا هجوم آورده اند.از بانک های ایران گرفته تا بازارهای عراق و افغانستان. 
افزایش تقاضای دلار با کاهش صادرات نفت که منبع اصلی ورود ارز میباشد،همراه است.تحریم ها نیز جابه جائی ارز را مشکل تر کرده اند .همه این عوامل دست به دست هم داده تا قیمت دلار لحظه مره افزایش پیدا کند.روندی که به سرعت رژیم را به سمت فروپاشی میبرد. 
سخنان امروز کلینتون برای همین منظور ایراد شدند.هیچ دلیلی ندارد که به یکباره دولت آمریکا به دنبال کاهش تنش با رژیم باشد در حالیکه رژیم هیچ نشانه ای از نرمش بر سر مسئله اتمی از خود نشان نداده است. 
دولت امریکا قصد دارد با ژست کاهش تنش بر روی هر سه عامل تاثیر بگذارد. 
هم به آدمکشان حامی رزیم دلگرمی بدهد که نترسند و به دنبال فرار نباشند.هم این تصور را ایجاد کند که تحریم ها زیاد هم سفت و سخت نیستند و میشود آنها را ماستمالی کرد.بدین صورت هم شیرهای نفت شل تر میشوند و هم انتقال ارز به داخل کشور راحت تر. 
دولت آمریکا مادامیکه نتواند با خیال راحت آلترناتیو مطلوبش را در ایران روی کار بیاورد مانع سقوط زودرس رژیم خواهد شد. 
مجاهدین و شورا آلترناتیو مطلوب دولت آمریکا نیستند.اخیرا به مناسبت خروج آنها از لیست بر این موضوع تاکید مجدد نیز کرده اند. 
ولی مجاهدین با تشکیلات قدرتمندشان همچنان پابرجا هستند.با الترناتیو های دست ساز رنگارنگ که در "خشونت گریزی"و "هزینه نپردازی" متفق القولند و مردم ایران را از سوریه ای شدن میترسانند نیز آبشان در یک جوی نمی رود. آنها به جد با عث ناراحتی خیال این دولت هستند . 
این همان صورت مسئله اصلی است که سرنوشت میهن ما را رقم خواهد زد.رویاروئی دو اراده. 
اراده ای که قصد دارد در ایران هم مانند دیگر نقاط جهان حاکمیت دست نشانده خود را برسر کار آورد. 
و اراده دیگری که حد اقل سی و اند سال است که به سنگین ترین بهامشت بر سندان میکوبد تا مانع این روند شود و به آزادی و استقلال مردم ایران دست یابند.                                                                                                                                        مقاله  از آقای حسن حبیبی با عنوان  رابطه دلار باسقوط رژیم است

Sunday, 7 October 2012

آیا آمریکا وغرب مخالف اعدام در ایران هستند؟


از دهه شصت تا به امروز بصورت مستمر اعدام  مخالفان سیاسی ادامه یافته و طبق اسناد واعترافات مقامات حاکم وخصوصا معاون اداره جنایت وخیانت اطلاعات که الان در زندان است فقط در مدت چند ماه درسال 67 بیش از 33 هزار زندانی که از قبل با قانون مصوب همان ملایان وجنایتکاران به تصویب رسیده بود وبه زندان محکوم شده بودند  یک دفعه مصوبات و قوانین خودشان را ورثه  معاویه ویزید خمینی دجال زیر پا می گذارد ودستور قتل عام تمامی مخالفان باخلافت یزدی خود را صادر میکندوفرمان  دجال به اجرا گذاشته می شود وقتل عام ونسل کشی آغاز می شود اماآمریکا  سر دمدار غرب هیچ عکس العملی به غیر از محکومت ظاهری از خودشان نشان ندادند اماچراغ سبز  آمریکابرای جنایت بیشتر را به همراه داشت چون بده بستان  با شیطان بزرگ از سالها قبل آغاز شده  بود که به جریان ایران گیت مشهور شد پولهای مردم فقیر ایران که فکر می کردند دارند با عوامل آمریکا وصهیونیسم(صدام) مبارزه می کنند نمی دانستند اسلحه اسرائیلی به دستور خمینی از اسرائیل خریده بودند( تا از راه کربلا به قدس بروند) وبخشی از پول را به حساب کنتراها  مخالفان راستگرائی که از طرف آمریکا حمایت می شدند تا دولت قانونی  نیکاراگوئه که با رای مردم به قدرت رسیده بود را سرنگون کنند ریخته می شود وسود اصلی رااسرائیل وآمریکا از جیب مردم ایران نصیب شان شده بود امداد غیبی( حمایت آمریکا واسرائیل) باعث بقا ودوام جنایتکاران حاکم می شود آیا واقعا آمریکا که اعلان فشاری که برای  توقف انرژی اتمی نظامی دولت ملایان می کند آیا یک صدم آنرا برای رعایت حقوق بشر برای ملایان وارد آورده است؟ مسلما خیر. چرا چون آمریکا دنبال منافع خوداست وکسانی را در حکومت برای ایران تایید می کند که منافع آنان را نه تنها به خطر نیندارند بلکه  در وحله اول حافظ منافع آنان باشندوهر کسی ویا گروهی اولویت رابه منافع ملی کشورش ومردمش بدهد آمریکاچه به  شکل عریان و آشکار ویا  به هرصورتی  که شده چوب لای چرخ آنان قرار میدهد  ودر سرکوب آنان مستقیم ویا غیر مستقیم   شرکت داردباز هم تکرا میکنم آیا نه یکصدم بلکه یک هزارم فشاری که برای توقف کردن انرژی اتمی نظامی برای  ملایان وارد می کند در زمان قتل عام ونسل کشی سال 67 انجام داد؟ باز هم مسلما نه . ویا در سال 88مردم در خیابانهای تهران  شعار می دادند اوباما اوباما یا با اونها یا با ما. اما آقای اوباما ملایان جنایت کار را برمردم ایران ترجیح داد وبا چراغ سبز آمریکا وبا مداد سبز حامنه ای دستور جنایت ها و تجاوز ها به مردم وجوانان ایران صورت گرفت آقای اوباما در مماشات با ملایان  تا به امروز 4 سال دیگر به آنان در رسیدن به بمب کثیف وقت داد اگر جنایتکاران حاکم برایران اگر به بمب دست یابند ومردم دنیا را به گروگان بگیرندویا هراتفاق از این نوع به دست ترویست ها انجام شود  مجرم اصلی در وحله اول آقای اوباما است که باید در برابر مردم دنیا  جواب گو باشد